اسكندر بيگ تركمان

1033

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

لشكريان را مرخص سازد كه آمده باردوى ظفر قرين پيوندند و در دويم ماه صفر نداى كوچ در داده با رجاء واثق و نيت صادق از سلطانيه روى به مقصد آوردند . ذكر لشكر كشيدن حافظ احمد پاشاى سردار با عساكر بيشمار روم بعزم تسخير عراق عرب و محاصره نمودن قلعهء دار السلام بغداد چون حافظ احمد پاشا بر نهجى كه مذكور شد وزير اعظم و سردار گشته بتسخير قلعهء بغداد مأمور گرديد در عرض دو سال كه در ديار بكر اقامت داشت از اطراف و جوانب ديار روم عساكر بيشمار و خلقى نامحدود جمع آورده جمعيتى عظيم در اردوى او فراهم آمد و او كما ينبغى بسرانجام اسباب توپخانه و ذخيره و يراق قلعه گيرى و سامان لشكر پرداخته مستعد سفر شد و از ظهور عصيان و طغيان موراو گرجى و اخبار وقايع گرجستان و بقتل درآمدن قرچقاى خان و يوسفخان چنانچه گذشت و رسل و رسايل درين ماده فيما بين متواتر گشت و خبر مخالفت و عصيان شير بيك مكرى مزيد علت گشته بين الجمهور چنين شهرت يافت كه لشكر قزلباش در گرجستان انهزام يافته و پادشاه قزلباش جهت دفع فتنهء گرجيان متوجه آن صوب گشته در اردبيل است رأى سردار عظماء روم بدين قرار گرفت كه چون جانب بغداد خالى است فرصت را غنيمت شمرده روانه آنطرف ميبايد شد كه از جانب پادشاه عجم بنا بر مشاغل عظيمه سرحد قراباغ و گرجستان معاونت متصور نيست و امراء قزلباش كه در بغدادند چون از كومك و مدد پادشاه خود مأيوسند به مجرد آوازهء ورود عسكر بيقياس روم تاب توقف نياورده ترك مملكت دارى مينمايند و قلعه بغداد به سهولت و آسانى بدست درميآيد و سرخيلان اعراب آن حدود نيز سيما اباطالب ولد ناصر مهنا از اين مقوله حكايات اعلام نمودند بنابر اين عزيمت سردار بجانب عراق عرب قرار گرفته باغواى آن جماعت در حركت مسارعت نموده كوچ بر كوچ روانه شد و مراد پاشا را كه بيگلربيگى ديار بكر شده خود را اشجع امراء روم ميشمرد منقلاى سپاه گردانيده پيشتر بدان صوب فرستاد كه بمعاونت سرخيلان عرب مملكت را بحيطهء تصرف درآورده لواى ملك دارى افرازد . چون در سال گذشته قاسم خان و غازيان افشار از قلت ذخيره و علت وباء كه در موصل طغيان داشت چنانچه مذكور شد صلاح در توقف نديده بودند و آن حدود از جنود قزلباش خالى بود مراد پاشا باستظهار طايفهء اعراب قدم بدار الملك عراق عرب نهاده اباطالب مهنا كمر بمعاونت او چست بست حاجى بيك لك را بقلعهء زهاب و مصطفى پاشاى جستانى را بقلعهء مندلى فرستاد و ساير جنود قزلباش كه در هر جا بودند حسب الصلاح صفى قليخان حكومتگاه خود گذاشته بقلعه بغداد جمع آمدند و از اخبار اراجيف و سخنان كاذب كه ارباب خلاف شهرت داده بود جنود قزلباش فى الجمله تزلزل يافته بنابر حزم و احتياط سپاهيانه بعضى متعلقات و احمال و اثقال [ 728 ] بيرون فرستاده خود سباى و سبكبار در قلعه توقف نمودند اين مقدمات باعث دليرى مراد پاشا گرديده پيشتر آمده بر كربلاى معلى وحله استيلا يافت حاجى بيك لك قلعهء زهاب و مصطفى پاشا جستانى قلعهء مندلى را متصرف شد موازى يكصد و پنجاه نفر از تفنگچيان صفاهانى و نجفى بحراست نجف اشرف مأمور بودند ايشان توسل بروح مقدس معلى شاهنشاه خطهء نجف جسته محافظت آن روضهء مطهر را پيشنهاد همت گردانيدند و بسركردگى پهلوان